الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

239

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

جواب اين است كه ابو طالب اين مطلب را در زمان حيات عبد المطلب مشاهده كرده است . ( 1 ) سهيلى اين مطلب را در حاشيهء روايت ابن هشام چنين ذكر كرده است : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به هنگام خشك‌سالى براى مردم دعا كرد و باران نازل شد و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گفت : اگر ابو طالب اين حادثه را مىديد ، بسيار خوش‌حال مىشد ! بعضى از اصحابش گفتند : اى رسول اللّه ، شما گويى كه شعر ابو طالب را در نظر داريد و آن بيت را خواندند و رسول اللّه فرمود : بله . « 1 » ( 2 ) وفات مادر رسول اللّه و سرپرستى او به وسيلهء جد و عمويش . ابن اسحاق مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله با مادرش آمنه و جدّش عبد المطلب در پناه و حفظ خداوند بود و خدا از آنجا كه مىخواست كرامت خاصى را به او عطا كند ، او را به نحو أحسن مورد عنايت قرار مىداد . سپس از عبد الله بن حزم روايت مىكند كه وقتى رسول الله به شش سالگى رسيد ، آمنه او را براى ديدار دايىهايش از بنى نجّار به يثرب برد و هنگام بازگشت به مكه در منزلى به نام ابواء درگذشت و طبرسى دايى بودن بنى نجار براى رسول الله را چنين تفسير كرده است كه مادر عبد المطلب از بنى نجّار بوده است . « 2 » ( 3 ) و مجلسى از كازرونى در المنتقى از ابن عباس و غير او نقل مىكند كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به شش سالگى رسيد به همراه مادرش به ديدار دايىهايش از بنى نجّار رفت . در اين سفر ام يمن هم حضور داشت و از رسول اللّه نگهدارى مىكرد و هر كدام يك شتر داشتند ، آمنه در خانهء نابغه كه عبد الله در آنجا وفات كرده و به خاك سپرده شده بود ، فرود آمد و به مدت يك ماه نزد آنها اقامت كرد . . . سپس به مكه مراجعت كردند كه در ابواء مادرش درگذشت و به خاك سپرده شد و ام أيمن به تنهايى با نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مكه بازگشت . « 3 »

--> ( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 300 در متن آن و از الروض الانف در حاشيه . ( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 45 ، چنانچه در سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 177 هم آمده است . ( 3 ) . هنگامى كه رسول اللّه در عمرهء حديبيه از منطقهء أبواء گذشت ، فرمود : خداوند به من اجازه داده است كه به زيارت قبر مادرم بروم . پس به كنار قبر مادرش آمد و گريست و گفت : تو به من مهربان بودى ، خدا تو را رحمت كند و گريه كرد . سپس قبرش را اصلاح كرد . و از بريره روايت كرده است كه گفت : وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مكه را فتح كرد ، نزد قبرى آمد و در كنارش نشست و مردم نيز در اطرافش نشستند و در اين حال او گريه مىكرد . پس از مدتى بلند شد و در اين حال عمر نزد او رفت و گفت : چه چيزى باعث گريهء شما شده است يا رسول الله ؟ فرمود :